سینی غذای مدرسه یا دانشگاه
آیا با دیگران سهیم می شوید؟
یکی از دانشجویان مقیم اروپا تعریف می‌کرد که در سالن غذاخوری دانشگاه نشسته بود که می‌بیند یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهره‌اش پیداست اروپایی است، سینی غذایش را تحویل می‌گیرد و سر میز می‌نشیند. دختر یادش می‌افتد که کارد و چنگال برنداشته و بلند می‌شود تا آنها را بیاورد. وقتی برمی‌گردد با شگفتی مشاهده می‌کند که یک مرد سیاه‌پوست، احتمالاً اهل ناف آفریقا (با توجه به قیافه‌اش)، آنجا نشسته و مشغول خوردن از ظرف غذای اوست!
بلافاصله پس از دیدن این صحنه، مات و مبهوت چند لحظه‌ای به این شرایط خیره می‌شود اما جلوی مرد جوان می‌نشیند و با حالتی دوستانه به او لبخند می‌زند. جوان آفریقایی نیز با لبخندی شادمانه به او پاسخ می‌دهد. دختر اروپایی سعی می‌کند با نهایت لذت و ادب غذایش را با مرد سیاه سهیم شود. به این ترتیب، مرد سالاد را می‌خورد، زن سوپ را. هر کدام بخشی از کباب را برمی‌دارند و یکی از آنها ماست را می‌خورد و دیگری پای میوه را. همۀ این کارها همراه با لبخندهای دوستانه انجام می‌گیرد. مرد با کمرویی و زن راحت و با مهربانی لبخند می‌زنند. آنها ناهارشان را تمام می‌کنند.
دختر بلند می‌شود تا قهوه بیاورد و اینجاست که پشت سر مرد سیاه‌پوست، کاپشن خودش را آویزان روی صندلی پشتی می‌بیند و ظرف غذایش را که دست ‌نخورده روی میز مانده است!


روزی حضرت سلیمان از مورچه ای پرسید: «در مدت یک سال چقدر غذا می‌خوری؟» مورچه گفت: «سه دانه.» پس حضرت سلیمان او را گرفته و در جعبه ای کرد و سه دانه به همراهش در جعبه گذاشت. بعد از گذشت یک... ادامه حکایت

حکایت های بیشتر:

نظر شما در مورد این حکایت چیست؟

پرسش تصادفی: جواب 2 منهای 2؟

نطرات کاربران:



1

خوشم اومد، یه جوربی دقتی اماواکنش خوب هردوطرف..،،


2

خوب بود من خیلی خوش آمد


3

چی بگم بیدقتی یکطرف وسعه صدر طرف دیگر؟؟


4

من مردمممممم از خندههههههههههههه بیچاره پسرههههههه آخیییییییییییییییی کم رو هم بوده تازه!وای نه


5

عالی...


6

عالي


7

حالا اگر یکی مثل من پسر بود، حتما در درگیری کشته می شد :)


8

خيلى قشنگ بود


9

اگه جاي اون آقائه من بودم به خانومه شماره ميدادم


10

عالي ممنونم.


11

بسیار جالب و پنداموز


12

فوقالعاده بود یادبگیریم گذشت رو


13

امان از دست اين دختراي بي هواس عاشق بوده دختره


14

آقا من یه دختر تو دانشگاه بیاد کنارم بشینه با هم غذا بخوریم لبخند که هیچ در آغوشش هم میگیرم ...


15

چه گذشت قابل تحسینی وبزرگوارانه


16

خوشم میاد نود درصدتون نظر های خاکبر سری گذاشتین.شماره میدادم و در اغوشش میگرفتمو ....


17

دمتون گرم بااین نظراتتون


18

عالی بود.مناعت طبع هر دو مخصوصا مرد آفریقایی رو نشون میده.و سوالی که پیش میاد اینه که اگر ما جای یکدوم ازین دو نفر بودیم واکنشمون چی بود؟حتی اگر اشتباهی پیش نمیومد و اون طرف واقعا میخواست تو غدای ما شریک بشه ما انقدر انسانیت داشتیم که مثل زن رفتار کنیم؟!


19

خارجی کلا خوبن انسان


20

من فکر میکنم همین حکایت ی جای دیگر هم استفاده شده بود به جا کباب کوفته جا قهوه چای تو همین سایت.جدی میگم!اما اینبار منظور حکایتو گرفتم راستی راستی اگه من جا دختره بودم تا دوسه سال وجدانم از حواس پرتیم راحت نمیشد.


اگر نظری که درج کردید نمایش داده نشده است بر روی برزورسانی نظرات کلیک کنید

بروزرسانی نظرات