مرغ در حال فکر کردن خروس
آیا به اندازه کافی مرغ دارید؟
دهقانی در مزرعه‌اش یک مرغدانی بزرگ داشت. چند روز بود که تعدادی از مرغ‌های او می‌مردند. نمی‌دانست چه باید بکند، برای همین از همسایه‌اش مشورت خواست.
همسایه پرسید: «چه غذایی به مرغ‌ها می‌دهی؟»
دهقان گفت: «جوی دوسر.»
همسایه گفت: «نه، جوی دوسر خوب نیست. باید به آنها گندم بدهی.»
دو روز بعد که این دو در بازار به هم برخورد کردند، دهقان گفت: «اوضاع که بهتر نشده هیچ، در این چند روز بیست مرغ دیگر هم از بین رفته‌اند.»
مرد همسایه پرسید: «چه آبی به مرغ‌ها می‌دهی؟»
دهقان گفت: «مگر فرقی هم می‌کند؟ من به مرغ‌ها آب چاه می‌دهم.»
همسایه دهقان گفت: «همه آب‌ها یکی نیستند، اگر مرغ‌های تو بیمار شده‌اند باید آب جوشیده به آنها بدهی.»
چهار روز بعد دهقان پیش همسایه رفت و با ناراحتی گفت: «هیچ یک از پیشنهادات تو اثری نداشت. از چهار روز پیش آب جوشیده به مرغ‌ها می‌دهم، اما باز هم پنجاه مرغ از بین رفته‌اند.»
همسایه در حالی که فکر می‌کرد سرش را تکان داد و گفت: «دوست عزیز، خیلی بد شد. من از این پیشنهادهای خوب زیاد دارم، اما آیا تو هم به اندازه کافی مرغ داری؟!»


مرد خسیسی تعدادی شیشه برای پنجره‌های خانه‌اش سفارش داده بود. شیشه‌بر، شیشه‌ها را درون صندوقی گذاشت و به مرد گفت: «باربری را صدا کن تا این صندوق را به خانه‌ات ببرد. من هم عصر برای نصب شی... ادامه حکایت

حکایت های بیشتر:

نظر شما در مورد این حکایت چیست؟

پرسش تصادفی: جمع 2 و 2؟

نطرات کاربران:



1

.. واقعیت همین است
..... یعنی همیشه تجربه کردن همه چیزها به سود ما نیست... مشکل ها باید قبل از هر تصمیمی دقیق بررسی و ریشه یابی شوند


2

روش حل مسئله ی غلط وکمک خواستن از افرادغیرمتخصص ؛ چه بسا باکمک گرفتن ازنیروی متخصص سرمایه خود راازدست ندهیم واین که روش حل مسئله ی درست داشته باشیم


3

متاسفانه برخی از مدیران ایرانی و سنتی ، طرح های خود را بصورت آزمایش و خطا در سازمان خود پیاده سازی میکنند و با توجه به علمی نبودن طرح ها بمرور زمان منایع سازمانی به تباهی کشیده میشود . همینکه به منافع شخصی خود برسند


4

مصداق چنین داستانی در سازمانهای ایرانی که ثبات مدیریتی وجود ندارد دیده میشود . مدیران سیاسی وارد و بعد از تباهی منابع سازمانی و رسیدن به منافع شخصی خود ، عمر مدیریت سازمانی خود نیز به پایان میرسد و مجدد یک مدیر جدید و گردش دوباره .


5

راهنمایی ومشورت خوب است اما از صاحب فن باشد


6

شما همیشه باید از کسی مشورت بگیری که یا مساله شما براش مساله باشه و یا خودتون و سود و ضرر شما براش مهم باشه. وقتی از کسی کمک بخوای که سود و ضررت براش فرقی نمیکنه حتی چه بسا ضرر شما خوشحالش کنه. همین میشه


7

همیشه افرادی هستند که تجربیاتشان را به هزینه شما بدست می آورند.


8

راه کار یکسان در مورد Case Study های مختلف، پاسخ یکسانی را به دنبال ندارد. تا تمامی علت و معلول های ریشه ای طبق نظر 1 به درستی راست آزمایی و صحه گذاری نشوند، اجرای آن به صورت عمومی اشتباه محض است. در یک خانواده با یک پدر و مادر، فرزندان دوقلو دارای خصوصیات متفاوتی هستند. با اینکه فاکتورهای رشد این دو از تمامی جهات مثل زمان، مهارت و تجربه پدر و مادر و ... یکسان بوده است.


9

یاد این ضرب المثل افتادم:
«سر تراشی را از سر کچل ما میخواد یاد بگیره.»
*درخواست راهکار از غیر متخصص !


10

همیشه مشورت گرفتن خوب است امااستفاده از نظرات دیگران بدون تفکر ودوراندیشی بلای جان مجموعه میشود.


11

برای شروع هرکاری اول باید کاملا تحقیق کرد و پس از مشورت با متخصصین و مطمعن شدن خوب بودن ان کار را باید با پروسه صحیح تحقیق شده اغاز کرد و بر اساس ان هر مشکلی بوجود امد اقدام کرد . نه اینکه اول شوع بعد اگه مشکل داشتیم تازه بریم سراغ همسایه یا به قول برخی دوستان نزذ متخصص .


12

به نظر اینجانب باید با کسانی مشورت کنیم که در آن کار تخصص داشته و خود آن فرد متخصص قبلا ان را تجربه کرده باشد تا ضررنکیم.


13

با سلام و ضمن تشکر
این داستان بیش از هر چیز نشان می دهد که اولا: صاحب مرغداری تخصص لازم را در انجام حرفه خویش نداشته است!
ثانیاً مشخص نیست آیا همسایه او نیز مرغداری داشته است یا به وضعیتی مشابه دچار گردیده که دهقان از او سوال کرده یا مشخصات ویژه دیگری داشته که او را مجاب به مشورت با چنین شخصی کرده است؟
ثالثاً برداشت از رفتار و توصیه همسایه بطور غیرمستقیم می توانست آموزنده باشد و آن، تغییر در مولفه های تأثیر گذار بر کار است. در واقع آسیب شناسی.
یعنی اول باید آسیب شناسی کرد و سپس با شناسایی مولفه تأثیر گذار بر کاهش راندمان، آن را اصلاح کرد.
مطالب مثبت قابل برداشت دیگری نیز در این داستان وجود دارد که ضمن پوزش به لحاظ اطاله، از درج آن خودداری می شود. با قدردانی


14

همسایه نظرات غلطی داده تا بدین ترتیب مرغ های همسایه بمیرد و بدین ترتیب بتواند مرغ های دیگری را به او بفروشد در این حالتن چون سودی نصیب همسایه شده ممکن است که راه کار مناسبی برای جلوگیری از مرگ مرغ ها به وی بدهد.


15

هر کسی که ژست کارشناس و خبره به خود گرفت لزوم کارشناس نیست که ازش توصیه درمانی یا پزشکی بگیریم. ما ایرانیها خیلی گرفتار این موضوع هستیم. یه جور عوام زدگیه


16

سلام بسیار عالی بود مصداق بارز مدیریت در ایران


17

این اتفاقی است که اکثرا در پزشکی، مکانیکی، اقتصاد، مدیریت و صد البته در ... می بینیم. اینکه بدانیم داریم از کی مشورت می گیریم و چگونگی ارائه مشورت خیلی مهم است


18

گرفتن اطلاعات از منابع غیر معتبر باعت بروز مشکل و ایجاد مشکلات بزرگتر میشود.


19

سنجیدن و بررسی همه مشکلات در کنار همدیگر و تاخیر در یک تصمیم گیری به موقع موجب ضررهای بزرگ میشه.گاهی با یک تاخیر در خرید یک قطعه کوچک در یک خط تولید پیچیده تمام ان سیستم و تولید متوقف می شود صاحب مرغداری با تصمیم گیری های غلط به سرعت سرمایه اش را از دست می دهد


20

دهقان از اشتباه خود پند نگرفته و چند بار آن را تکرار کرده وهمین موجب ضرر او شده


21

در مورد مشورت گرفتن انتخاب مشاور خیلی مهمه
و اینکه راهکار پیشنهادی رو بسنجیم و اعمال کنیم


22

مشکل در اصول و متدولوژی مشورت گیری و ارائه مشاوره است. هم مشورت گیرنده و هم مشورت دهنده راه خطا رفته اند. مشورت را باید از متخصص و اهل نظر خواست. هنگام ارائه راهکار برای حل مشکل باید موضوع را از جنبه های مختلف نگاه کرد و آنگاه با استفاده از مراجع علمی، تجربیات قبلی و استنتاجهای عملی راه حلهای ممکن را شناسایی و ارزیابی و سپس بهترین را پیشنهاد کرد. یکی از رایجترین اشتباهات نیز جزمی برخورد کردن با مسائل است یعنی اینکه در مواردی که ممکن است همه جوانب را نشناخته باشیم با قاطعیت بگوییم این است و جز این نیست. به هنگام به کارگیری راه حلهای پیشنهادی هم باید به عدم قطعیت توجه کنیم و اگر احتمال اثر بخشی می دهیم آن را در محدوده خاصی امتحان کنیم و سپس به بقیه موارد تعمیم دهیم.


23

مرغداری بزرگ داشتن، یعنی علم داشتن به نگهداری مرغ
بالاخره در مجموع هر مرغداری مرگ و میر هم دارد.
این هم تعریفی از زندگی است، باید ساخت...


24

سنگ مفت گنجشک مفت، توجه صرف به گفته های دیگرانن که هیچگونه منفعتی در موضوع ندارند همین است. بهتر است از نظرات افرادی استفاده کرد که به نوعی تعلقی داشته باشند تا در قبال پیشنهاداتشان احساس مسؤلیت داشته باشند


25

تجربه اندوزی با کسب و کار دیگران


26

دقیقا مطابق با رفتار مدیر مجموعه ماست.متاسفم برای مدیران وزارت نیرو که برای مرکز آموزشی و پژوهشی خود بیسوادترین و بدترین انتخاب ممکن را داشته اند


27

باید مشکلات از ریشه شناسایی و به متخصص همان مشکل مراجعه تا راه حل اساسی پیدا شود


28

اگر یکبار از مشورت یک نفر نتیجه منفی گرفتیم برای اصلاح با خود او ادامه ندهیم و به شخص دیگری مراجعه کنیم


29

عدم بررسی مشکلات و صدور نسخه های بی جهت!!!


30

جالب بود ولی نه برای همیشه . مدیریت اصلا جواب نمیده . مگر قانون شتر گاو پلنگ آقا!!!!!!!!!!!


31

بی لیاقتی افراد بی تجربه در بکارگیری در پستهای مدیریتی وساده لوحی افراد.


32

خیلی خوب بود


33

وقت طلاست، مشورت و دریافت راه حل از دیگران، امـــا!!!! تصمیم گیری عاقلانه بادر نظر داشتن همه جوانب با خود ما.


34

سلام
اگر میفهمید که باید به دام پزشک مراجعه کند زودتر به نتیجه میرسید


35

قابل تامل بود


36

با سلام و آرزوی سلامتی
متاسفانه واقعیت این است که قبل از اینکه در باره پاسخ به سوال خود تفکر و تحقیق نماییم آن را اجرا میکنیم و سپس به فکر چاره هستیم البته هم برای مشکل اول وهم برای مشکل دوم که هر دو را خود خلق کردیم ولی اولی نا آگاهانه و دومی آگاهانه


37

وقتی که شرایط بحرانی و حساس هستش نباید از روش سعی و خطا استفاده کرد


38

خیلی مسخره بود


39

داستان بیانگر این موضوع است که همیشه شاید فرصت برای آزمون خطلا باشد , گاهی لازم است تا تصمیمی قطعی آن هم درست گرفته شود تا مشکلات بیشتر نشده و کار به جای باریک کشیده نشود...
ممنون


40

طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم


41

به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام
مشورت با رای نزدیکان دور اندیش کن


42

خیلی با حال بود!


43

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات
حکایت به روش آزمایش و خطا اشاره دارد و رویکردی است که مشاوران سازمانی در موارد زیادی از آن بهره می جویند و مشکل سازمانهارا حل نکرده بلکه مشکلی برای آنها می افرینند و اگر اتفاقی راه حل کارساز شد همان نسخه را برای دیگر سازمانها می پیچیند.


44

این حکایت من را به یاد مبحث سیستم ها و نیاز به نگاه سیستمی در ریشه یابی مشکلات و ارائه ی راه حل آن ها در سازمان می اندازد، چرا که نمی توان با اصلاح بخشی از مشکل انتظار بهبود اوضاع را داشته باشیم.


45

واقعیت همینه جون گذر زمان فرصت تجربه همه چیز رابه مانمیده


46

توی واقعیت پیش میاد گاهی


47

در مورد همه چیز باید از متخصص آن شغل مشورت و راهنمایی خواست . چه بسا مشورت از نابلدها مصداق دوستی خاله خرسه باشد.


48

اگر در کاری تخصصی نداری یک کلمه بگو نه ویا نمیدانم


49

اگر در کاری تخصصی نداری یک کلمه بگو نه ویا نمیدانم


50

انتخاب فردی غیرمتخصص و نا آکاه که با راهنمایی غلط سرمایه مرد را از بین برد، لذا تصمیم گیری درست و بجا و انتخاب افرادی مناسب جهت مشورت در امور می تواند از اتلاف سرمایه جلوگیری نماید.


51

خوب بود


52

عالییییییییی . لذت بردم


53

عاقبت پرسش ز افراد بی تجربه از رو بی خردی همینه دیگه.مرسی اموزنده بود.


54

ی سوال داشتم


55

عااااالی بووود


56

لطف یک داستان کوتاه و تخیلی معرفی کنید


57

عالی


58

عالی عالللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللی


59

خیلی چرت بود مزخرف بود.اااااااااااااااه


اگر نظری که درج کردید نمایش داده نشده است بر روی برزورسانی نظرات کلیک کنید

بروزرسانی نظرات