تبر فرو رفته در کنده درخت قطع شده
از ماست که بر ماست
درخت جوانی نزد درخت پیری رفت و گفت: «خبر داری که چیزی آمده که ما را می‌بُرد و از پایمان می‌اندازد؟»
درخت پیر گفت: «برو ببین از ما هم چیزی همراه او هست؟»
درخت جوان رفت و دید سری از آهن و دسته‌ای از چوب دارد. پس نزد درخت پیر برگشت و گفت: «سرش آهن و تنه‌اش چوب است.»
درخت پیر آهی کشید و گفت: «از ماست که بر ماست.»


مردی دختر شش ساله خود را به خاطر هدر دادن یک رول کاغذ کادوی طلایی تنبیه کرد. اوضاع مالی مرد خوب نبود و وقتی دید که دختر سعی دارد یک جعبه را برای مراسم کریسمس تزیین کند عصبانی شد. با این حال، صبح روز ب... ادامه حکایت

حکایت های بیشتر:

نظر شما در مورد این حکایت چیست؟

پرسش تصادفی: تفریق 6 و 4؟

نطرات کاربران:



1

عالی


2

فوق العاده


3

از ارسال چنین داستانهای عالی ممنونم


4

خیلی غالی بود دست شما درد نکنه.


5

آموزنده و عالی


6

عالی است ممنون


7

واقعا که از ماست که بر ماست عالی بود ممنون.


8

بسیار عالی و مفید


9

وا مگه ميشه درخت حركت كنه! كلا ممنون فقط مثل رو نفهميدم ٧ سال هم دارم فكر نكنيد بزرگم


10

خیلی باحاله


11

جالب


12

زیبا


اگر نظری که درج کردید نمایش داده نشده است بر روی برزورسانی نظرات کلیک کنید

بروزرسانی نظرات