اسکناس 100 دلاری از دست یک نفر به دست دیگری
اسکناس 100 دلاری
درست هنگامی که همه مردم شهر در یک بدهکاری به سر می‌برند و هر کدام بر منبای اعتبارشان زندگی را گذران می‌کنند، یک مرد بسیار ثروتمندی وارد شهر می‌شود. او وارد تنها هتل شهر می‌شود، اسکناس 100 دلاری را روی پیشخوان هتل می‌گذارد و برای بازدید اتاق هتل و انتخاب آن به طبقه بالا می‌رود.
صاحب هتل اسکناس 100 دلاری را برمی‌دارد و در این فاصله می‌رود و بدهی خودش را به قصاب می‌پردازد. قصاب اسکناس 100 دلاری را برمی‌دارد و با عجله به مزرعه پرورش خوک می‌رود و بدهی خود را به مزرعه‌دار می‌پردازد. مزرعه دار اسکناس 100 دلاری را با شتاب برای پرداخت بدهی‌اش به تأمین‌کننده خوراک دام و سوخت می‌دهد. تأمین‌کننده سوخت و خوراک دام، برای پرداخت بدهی خود، اسکناس 100 دلاری را با شتاب خود را به داروغه شهر، که به او بدهکار بود، می‌رساند و بدهی خود را می‌پردازد. داروغه اسکناس را با شتاب به هتل می‌آورد و به صاحب هتل می‌دهد چون هنگامی که دوست خودش را یک شب به هتل آورده بود، اتاق را به اعتبار کرایه کرده بود تا بعداً پولش را بپردازد.
حالا هتل‌دار اسکناس را روی پیشخوان گذاشته است. در این هنگام مرد ثروتمند پس از بازدید اتاق‌های هتل برمی‌گردد و اسکناس 100 دلاری خود را برمی‌دارد و می‌گوید که از اتاق‌ها خوشش نیامده و شهر را ترک می‌کند. در این فرایند هیچ کس صاحب پول نشده است ولی به هر حال همه شهروندان در این هنگامه بدهی بهم ندارند و همه بدهی‌هایشان را پرداخته‌اند و با یک انتظار خوش‌بینانه‌ای به آینده نگاه می‌کنند.
نظر و تفسیر شما در مورد این حکایت چیست؟


آرتور اَش (Arthur Robert Ashe, Jr)، متولد ۱۰ ژوئیه۱۹۴۳ و درگذشته در ۶ فوریه۱۹۹۳، تنیس‌باز برجسته سیاه‌پوست آمریکایی بود. او در ریچموند ایالت ویرجینیا بدنیا آمد و رشد کرد. او در دوران بازی خود سه بار ع... ادامه حکایت

حکایت های بیشتر:

نظر شما در مورد این حکایت چیست؟

پرسش تصادفی: کدام کوچکتر است 5 یا 3؟

نطرات کاربران:



1

اگه همه مردم به یک اندازه مقروض باشند،مثل این خواهد بود که هیچ کس قرضی ندارد.در واقع قبل از اینکه مرد پولدار به شهر بیاید هم می توانستند خود را فارغ از بدهی حساب کنند.


2

به این میگویند یک مثلث متساوی الساقین در زندگی روزمره بسیار از این مثلث ها وجود دارد ولی گاهی حرص و آز یک نفر باعث آن میشود که این چرخه همانگونه باز بماند و بسته نشود


3

گردش پول میتونه باعث رشد اقتصادی بشه


4

دراین ماجرا میتوان به الزام به انجام تعهد در پرداخت بدهي در افراد آن شهر هم پی برد.


5

داستان قشنگ است اما موضوع ناآشنایی نیست!این همان تهاتر است و در بسیاری مواقع شرکتهای خیلی بزرگ داخلی و حتی شاید وزارتخانه ها انجام میشود. یعنی چند طرف بدهکار طلبکار طی اسناد حسابداری-مالی همین کار را انجام میدهند. از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد: برطرف شدن یا حذف دو دِین متقابل تا اندازه‌ای که با هم معادلند، تهاتر (Set off.adjustment automatic) نام دارد.[۱]


6

خیلی باحال بود


7

این داستان کوتاه و جالب نشان از قدرت و اعجاز بسیار بالای سرعت گردش پول در اقتصاد دارد. نظام های مالی و پولی پیشرفته سعی در عدم حبس و سرعت بخشیدن به گردش پول هستند.


8

احسنت دریچه وافق جدیدی برایم باز شد


9

قدرت گردش مالی و یک احساس خوب و منطقی


10

جالب بود بسيار!


11

در اصل با ایجاد این چرخه، بدهکارانی که از یک طرف طلبکار بودند توانستند تسویه حساب کنند، وگرنه نه پولی به وجود آمده و نه از بین رفته است، بلکه از جیبی به جیب دیگر منتقل شده است!


12

دوستان اشتباه نکنید کلاه سر نفر آخر یعنی هتلدار رفته زیرا میبایست در سرانجام 100 دلار از بابت بدهی داروغه داشته باشد که ندارد !


13

سر هیچ کسی کلاه نرفته اگر فرض کنیم که هتلدار این پول را از مرد پولدار قرض کرده بود، حالا 100 دلار بدهی اش به 100 دلار طلبش تسویه شده و قرض مرد پولدار را هم با 100 دلار داروغه ادا کرده بحث همان تسویه حساب تهاتری است که بدون آن پول هم می شد با توافق صورت بپذیرد.


14

اگر هتلدار را مردم فرض کنیم و داروغه را دولت ،به این نتیجه میرسیم که اگر دولت جرخش پول را درست برقرار نکند مردم دچار خسران و زیان و دادگاه و بدبختی میشوند.


15

به این می گویند اقتصاد سالم که چرخه پول به درستی انجام می شود به این می گیند نقطه تعادل اگر یکی از انها 101 دلار بدهکار بود و یا یکی 99 دلار طلبکار بود چرخه بهم می خورد اگر در سرمایه گذاری و هزینه نمودن چرخه به دستی انجام شود گردش مالی را می توان مدیریت کرد. با تشکر از داستانهای آموزنده تان


16

این اتفاق به نظرساده،اعتمادداشتن مردم به همدیگروادای دِین دربین آنها،وچرخش پول وبرگشت آن نشانگریک اقتصادسالم می باشد


17

به این میگن چرخه اقتصادی


18

در این داستان درست است که بدهی ها صاف شده، اما تنها صاحب هتل به میزان 100 دلار متضرر شده است!


19

حالا اونایی که طلبکار بودن بدهکار میشن و کسایی که بدهکار بودن طلبکار میشن گهی زین به پشت و گهی پشت به زین


20

کاش میشد ولی بازم ای کاشهای همیشگی!!


21

با سلام من نظریه رو قبول ندارم چون در تهاتر دو طرف معامله باید به بهم بدهکار باشند که در اینجا الف به ب ، ب به ج و ج به د و الی آخر به هم بدهکارند در این داستان گردش مالی سالمی در جریان است


22

بدهی و طلب هردوشون باعث درگیری ذهنی افراد است !


23

داستان خیال پردازی بود آدم یاد فیلم های هندی می افته


24

قابل توجه دوستانی که هتل دار رو متضرر میدونند
توجه بکنید که هتل دار هم اگر 100 دلار را بابت بدهی داروغه از وی دریافت میکرد باید اون رو بابت بدهی به قصاب می پرداخت
پس هیچ کس ضرر نکرده و همه بدهی ها تسویه شده است.


25

مرد هتلدار متضرر نشده چون اون 100 دلاری که به قساب داد هم از خودش نبود و قرض بود که پس داد.
درعمل فقط در مدینه فاضله ممکنه چنین چیزی چند نفر را میشناسید که وقتی پولی میاد دستشون اول برن قرضشون رو بدن!!!


26

جالب وآموزنده بود


27

خیلی عالی بود. کسانی که ایراد میگیرید و می فرمایید داستان تخیلی بود و کمند کسانی که بدهیشان را بپردازند. این داستانها قرار نیست واقعی باشند فقط قرار هستند مسائل مدیریتی را به ما آموزش دهند.


28

عالیه


29

گیج شدم بسیار جالب بود خوشم اومد


30

هتل دار ضرر میکنه اگه دقت کرده باشین.


31

هتلدار متضرر نشده. چون اونم 100 دلار به قصاب بدهکار بود و 100 دلار از داروغه طلب داشت. درهرصورت نباید پولی بدست می آورد.


32

باتوجه به اينكه در اين حكايت در يك طرف داستان بدهكار و درطرف ديگر طلبكارند و بر مبناي معادله حسابداري عملا رويداد مالي صفر ميباشد(دارائي بدهي +سرمايه)پس به اين خاطر روي پيشخوان پولي وجود نداشته است در اصل : دارائي (بدهكاران100دلار) بدهي(بستانكاران 100دلار)...صاحب هتل همانقدر بدهكاريش برابر بستانكاريش ميباشد بنابر اين رويداد مالي صفر ميباشد اگر ثروتمند به هتل نميامد با حساب اعتباري هر فرد با فرد ديگر بدهي تسويه ميشد !!!!


33

مردم این شهر مالیات بر درآمد نمی پردارند احیانا؟


34

نشان دهنده اصل: پول كار نمي كند اعتبار است كه كار مي كند مي توانستند بدون ورود پول بديهي و بستانكاري خود را تهاتر كنند


35

عجب دل داشت هتلدار كه بيعانه اجاره اتاق رو برد سريع قرضش رو داد(داستان كاملا تخليي ولي بهترين نتيجه اي كه ازش ميشه گرفت اگه همه مردم بلافاصله بعد از بدست اوردن پول بدهيشونو پرداخت كنن همه راحتن) تصور كنين يكيشون تو پرداخت بدهيش درنگ ميكرد..!!!


36

پول باید دست به دست بچرخه تا برکت داشته باشه.اگه کسی کاری نداشته باشه و درامدی نداشته باشه یواش یواش باعث مفلوج شدن جامعه میشه.من همسرم تعمیرکار مبله.اگه مبل برا تعمیر باشه مام پول داریم مرغ بخریم.نون بخریم.لباس بخریم.ماشین و طلا بخریم.اگه اونام مشتری داشته باشن پول درمیارن تا مبلاشون رو تعمیر کنن.به این میگن چرخه ی اقتصاد.که الان میلنگه.


37

اینجا دوحالت متصوره: یا اینکه هتل خیلی خیلی بزرگ بوده که اون ثروتمنده مدت زیادی رو مشغول گشتن توی تک تک اطاقاش بوده،یا اینکه مردم اون شهر،جت سوار میشن که در عرض مدت کوتاهی پول دست به دست شده.


اگر نظری که درج کردید نمایش داده نشده است بر روی برزورسانی نظرات کلیک کنید

بروزرسانی نظرات