مردی ایستاده جلوی قبر با دسته گلی در دستش
این قانون بیمارستان
پیرمردی در حالی که کودکی زخمی و خون‌آلود را در آغوش داشت با سرعت وارد بیمارستان شد و به پرستار گفت: «خواهش می‌کنم به داد این بچه برسید. ماشین بهش زد و فرار کرد.»
پرستار گفت: «این بچه نیاز به عمل داره باید پولشو قبل از بستری و عمل پرداخت کنید.»
پیرمرد گفت: «اما من پولی ندارم. حتی پدر و مادر این بچه رو هم نمی‌شناسم. خواهش می‌کنم عملش کنید. من پول رو تا شب فراهم می‌کنم و براتون میارم.»
پرستار گفت: «با دکتری که قراره بچه رو عمل کنه صحبت کنید.»
اما دکتر بدون اینکه به کودک نگاهی بیندازد گفت: «این قانون بیمارستانه، اول پول بعد عمل. باید پول قبل از عمل پرداخت بشه.»
صبح روز بعد همان دکتر سر مزار دختر کوچکش ماتش برده بود و به دیروز می‌اندیشید.
واقعا پول این‌قدر با ارزشه؟


دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذی به طرف بقال دراز کرد و گفت: «مامانم گفته چیزایی که در این لیست نوشته بهم بدی، اینم پولش.» بقال کاغذ رو گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر بچه داد... ادامه حکایت

حکایت های بیشتر:

نظر شما در مورد این حکایت چیست؟

پرسش تصادفی: تفریق 6 و 4؟

نطرات کاربران:



1

بسیار آموزنده و تاثیر گزاره


2

جای تامل دارد.


3

تلنگری بود و ای کاش عمل کنیم


4

این دکترا حقشونه


5

این دکترا حقشونه


6

من اگه جاش بودم ب دیروز فکر نمیکردم راست خودمو میکشتم


7

ای کاش قضات این گونه بودند، و قانون را دقیق اجرا می کردند.


8

آیا اینقدر پول‌‍‍‌ ارزش دارد که گاهی وقتها انسانیت را زیر پا می گذاریم...


9

واااااااای نمیدونم چی بگم!!!!!!!


10

دوروزدیگه زندگی شونمباپول عوض می کنند


11

با سلام احترام بنده کارمند کمیته امداد محمد رستمی به فرموده پیامبر بزرگوار اسلام هرآنچه برای خود می پسندی ودوست داری برای دیگران آروز کن و وجدان تنها محکمه است که نیاز به قاضی ندارد و امیدوار برای سایر دکترهای که رعایت نمیکنند عبرتی باشد تا به فکر به اقشار کم در آمد جامعه باشند با تشکر


اگر نظری که درج کردید نمایش داده نشده است بر روی برزورسانی نظرات کلیک کنید

بروزرسانی نظرات