نقاشی غاز در حال فکر کردن
تنها غازها نیستند
دهقانی یک غاز پیدا می‌کند و به خانه می‌برد. دهقان به غاز غذا می‌دهد و او را مداوا می‌کند. ابتدا حیوان ترسو مردد است و به این فکر می کند که: «چه اتفاقی افتاده است؟ چرا او به من غذا می‌دهد؟»
موضوع هفته‌ها ادامه پیدا می‌کند تا اینکه بالاخره تردیدهای غاز از بین می‌رود. بعد از چند ماه غاز مطمئن می‌شود که: «من در قلب دهقان جا دارم.» و هرچه این غذا دادن ادامه می‌یابد تأییدی بر این باور او است.
در حالی که غاز کاملاً از خیرخواهی دهقان مطمئن شده است، یک روز در کمال ناباوری از قفسش بیرون کشیده می‌شود و کشاورز سرش را می‌برد.
این غاز قربانی تفکر استقرایی شده است. تفکری با گرایش ترسیم نوعی یقین و اطمینان عالم‌گیر بر پایه مشاهدات منفرد. دیوید هیوم، فیلسوف قرن هجدهم، این تمثیل را برای هشدار دادن نسبت به خطرات این نوع تفکر به کار برد. با این همه تنها غازها نیستند که در دام این نوع از تفکر گرفتارند، انسان‌های زیادی هم گرفتارند.
شما می‌دانید انسانها در دام چه نوع تفکراتی می‌افتند؟


ﻣﺮﺩ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩﺭی ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯿﺶ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﺣﻀﺎﺭ ﮔﻔﺖ: «ﺍﺯ ﻣﯿاﻥ ﺷﻤﺎ ﺧﺎﻧﻣﻬﺎ ﻭ ﺁﻗﺎﯾﻮﻥ، ﮐﺴﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﻪ، ﯾﻪ ﺁﺩﻡ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﻭ ﻣﻮﻓﻖ؟» ﻫﻤﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﻠﻨﺪ ﮐﺮﺩﻧﺪ! ﻣﺮﺩ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩﺭ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ... ادامه حکایت

حکایت های بیشتر:

نظر شما در مورد این حکایت چیست؟

پرسش تصادفی: مجموع2با3؟

نطرات کاربران:



1

مصلحت


2

خیلییییی بد بود


3

عالی


4

بی تدبیری


5

اغلب ماانسانهاهم دچارچنین سرنوشتی هستیم تامی توانندازبیخبری وطمع مااستفاده می کنندوسپس قربانی جهالتمان می شویم.


6

بسيارعالى


7

ساده اندیشی


8

به نظرم جالب نبود لطفا بررسی نمایید


9

نظری ندارم با این حکایت بی محتوا


10

تا این طرز فکر وجود داشته باشه ادم ها میتونن حکومت تشکیل بدن و کنار هم زندگی کنن!
خیلی عالی بود ممنون


11

هميشه و همه جا حتي در زمان كار كردن براي ديگران هميشه بايد نگاهت به فرارو هم باشه هميشه بايد تلاش كني تا هر روز بهتر از ديروز باشي و هرگز فكر نكني چون كار كار فرما را درست انجام دادي براي هميشه شغلت رو داري بلكه هميشه به اين فك كني كه اگه همين الان خواست تو رو بيرون كنه حالا به هر علتي ايا چيزي تو چنته داري كه از ديگري بالاتر باشي و تو رقابت بازار به چش بيايي و دوباره استخدام بشي


12

سه قدرت بر جهان حکومت می‌کند:۱-ترس ۲-حرص ۳-حماقت (آلبرت اینشتین)


13

مهشر


14

مهشر


15

این داستان حکایت زندگی انسانهای صادق و پاکدلی است که دیگران را نیز مثل خودشان بی ریا و صدیق می پندارند.


اگر نظری که درج کردید نمایش داده نشده است بر روی برزورسانی نظرات کلیک کنید

بروزرسانی نظرات