قاطر یا الاغ در حال لگد زدن با دو پای عقب
زن نق نقو
مرد کشاورزی یک زن نق نقو داشت که از صبح تا نصف شب در مورد چیزهای شکایت می کرد. تنها زمان آسایش مرد زمانی بود که با قاطر پیرش، در مزرعه شخم می زد. یک روز، وقتی که همسرش برایش ناهار آورد، کشاورز قاطر پیر را به زیر سایه ای راند و شروع به خوردن ناهار خود کرد. بلافاصله همسر نق نقو مثل همیشه شکایت را آغاز کرد. ناگهان قاطر پیر با هر دو پای عقبی لگدی محکم به پشت سر زن زد و او در دم، کشته شد. در مراسم تشییع جنازه چند روز بعد، کشیش متوجه چیز عجیبی شد. هر وقت یک زن عزادار برای تسلیت گویی به مرد کشاورز نزدیک می شد، مرد گوش می داد و به نشانۀ تصدیق سر خود را بالا و پایین می کرد، اما هنگامی که یک مرد عزادار به او نزدیک می شد، او بعد از یک دقیقه گوش کردن سر خود را به نشانۀ مخالفت تکان می داد. پس از مراسم تدفین، کشیش از کشاورز قضیه را پرسید.
کشاورز گفت: «خوب، این زنان می آمدند چیز خوبی در مورد همسر من می گفتند، که چقدر خوب بود، یا چه قدر خوشگل یا خوش لباس بود، بنابراین من هم تصدیق می کردم.»
کشیش پرسید: «پس مردها چه می گفتند؟»
کشاورز گفت: «آنها می خواستند بدانند که آیا قاطر را حاضرم بفروشم یا نه!؟»


سالها پیش حاکمی به یکی از سوارکارانش گفت مقدار سرزمین هایی را که با اسبش طی کند به او خواهد بخشید. همان طور که انتظار میرفت، اسب سوار به سرعت برای طی کردن هر چه بیشتر سرزمینها سوار بر اسب شد و ... ادامه حکایت

حکایت های بیشتر:

نظر شما در مورد این حکایت چیست؟

پرسش تصادفی: مجموع2با3؟

نطرات کاربران:



1

خعلییییییییییییی باحال بود


2

خیلی حکایت های طنز جالب هستن لطفا بیشتر بزارید مرسی


3

حال كردم بايد يكي پيدا مي شد و در جواني به اون مرد روستايي نصيحت كيرد كه آدم عاقل براي يك ليوان شير كه گار در منزل خود نمي بندد


4

ضرب المثل را درست بنويسيد آدم براي يك ليوان شير در منزل گاو نمي بندد


5

معمولی بود


6

واقعا عالی بود من حکایت و داستانک خیلی دوست دارم


7

واقعا جاااالب بود


8

کاش تاریخچه این حکایت رو می دونستم


9

نمی توانم درک کنم پشت این حکایت عقده ای حل نشده است ؟ و یا ..............


10

خیییییییییییییییییییییییلللللللللللللللللیییییییییییییییی خوب بود


11

کف کردم دلتون گرم


12

خیلی باحال بود


13

20 خیلی عالیست


14

تکراری بود


15

جالب بود


16

کاش منم یه همچین قاطری داشتم


17

با سلام و احترام
کاربر شماره 9 با شما موافقم؛ ضمن اینکه طبق مطالعات روانشناسی، هیچ انسانی بیخود و بی جهت اظهار نارضایتی نمی کنه از زندگیش و قصد آزار رسوندن به شریک زندگیش رو نداره. گاهی بایستی مسائل رو عمیق تر ببینیم و از سطحی نگری و اظهار نظر عوامانه بپرهیزیم.


18

کاربر شماره 16 مشکل در درون خود شماست، به فکر حل کردنش باشید لطفا. سپاسگزارم


19

کاربر شماره 3 تاسف من رو بپذیرید. همچنین ضرب المثلی که درستش رونمی دونید به کار نبرید لطفا.


اگر نظری که درج کردید نمایش داده نشده است بر روی برزورسانی نظرات کلیک کنید

بروزرسانی نظرات