مرد و زن مسن بر روی تخت زن در حال خر و پف و دستهای مرد بر روی گوشهایش
شکایت از خر و پف همسر
زن و شوهر پیری با هم زندگی می‌کردند. پیرمرد همیشه از خر و پف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمی‌رفت و گله‌های شوهرش رو به حساب بهانه‌گیری‌های او می‌گذاشت. این بگومگوها همچنان ادامه داشت تا اینکه روزی پیرمرد فکری به سرش زد و برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خر و پف می‌کند و آسایش او را مختل کرده است ضبط صوتی را آماده می‌کند و یک شب همه سر و صدای خرناس‌های گوشخراش همسرش را ضبط می‌کند. پیرمرد صبح از خواب بیدار می‌شود و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خر و پف‌های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش می‌رود و او را صدا می‌کند، غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته است! از آن شب به بعد خر و پف‌های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام‌بخش شبهای تنهایی او می‌شود.
قدر هر کسی رو بدونیم تا یه روزی پشیمون نشیم.


استادى از شاگردانش پرسید: «چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟» شاگردان فکرى کردند و یکى از آن‌ها گفت: «چون در آن ... ادامه حکایت

حکایت های بیشتر:

نظر شما در مورد این حکایت چیست؟

پرسش تصادفی: جمع 2 و 2؟

نطرات کاربران:



1

زیبا و غم انگیز بود


2

:


3

عالى بود محشره❤️ ولى در عين حال غم انگيز😭😥


4

سلام دوستان بیا تاقدر یکدگربدانیم که ناگه ز یک دگر نمانیم mohsengol958@yahoo.com


5

دنیا دار مکافات


6

بسیار خوب✔✔✔✔ ولی غم انگیز😢😢😢😢


7

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم که تاناگه زیکدیگر نمانیم.از مطالب زیباوآموزنده شما بسیار بسیار سپاسگزارم


8

قشنگ بود


9

تیلی قشنگ بود :((


10

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم که تاناگه زیکدیگر نمانیم.


اگر نظری که درج کردید نمایش داده نشده است بر روی برزورسانی نظرات کلیک کنید

بروزرسانی نظرات