زن جوان در حال کمک کردن به پیرزن
عبادت بجز خدمت خلق نیست
دو برادر مادر پیر و بیماری داشتند. با خود پیمان بستند که یکی خدمت خدا کند و دیگری در خدمت مادر بیمار باشد. برادری که پیمان بسته بود خدمت خدا کند به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و آن دیگری در خانه ماند و به پرستاری مادر مشغول شد.
چندی که گذشت برادر صومعه نشین مشهور عام و خاص شد و از اقصی نقاط دنیا، عالمان و عرفا و زهاد به دیدارش شتافتند و آن دیگری که خدمت مادر می‌کرد فرصت همنشینی با دوستان قدیم هم را نیز از دست داد و یکسره به امور مادر می‌پرداخت.
برادر صومعه نشین کم کم به خود غره شد که خدمت من ارزشمندتر از خدمت برادر است چرا که او در اختیار مخلوق است و من در خدمت خالق، و من از او برترم!
همان شب که این کلام در خاطر او بگذشت، پروردگار را در خواب دید که وی را خطاب کرد و گفت: «برادر تو را بیامرزیدم و تو را به حرمت او بخشیدم.»
برادر صومعه نشین اشک در چشمانش آمد و گفت: «خداوندا، من در خدمت تو بودم و او به خدمت مادر، چگونه است مرا به حرمت او می‌بخشی، آنچه کرده‌ام مایه رضای تو نیست؟!»
ندا رسید: «آنچه تو می‌کنی ما از آن بی‌نیازیم ولی مادرت از آنچه او می‌کند، بی‌نیاز نیست. تو خدمت بی‌نیاز می‌کنی و او خدمت نیازمند. بدین حرمت، مرتبت او را از تو فزونی بخشیدیم.»
کتاب فارسی اول دبستان سال ۱۳۲۴


توی قصابی بودم که یه خانم پیر اومد تو مغازه و یه گوشه ایستاد. یه آقای جوان خوش تیپی هم اومد تو گفت: «آقا ابراهیم، قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم.» آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا ... ادامه حکایت

حکایت های بیشتر:

نظر شما در مورد این حکایت چیست؟

پرسش تصادفی: عدد بعد از 5؟

نطرات کاربران:



1

بسیار زیبا بود.....


2

خیلی زیبا بود.


3

مطلب بسیار زیبا بود... و پر معنا
اما چیزی که خیلی برام جالب بود... رفرنس مطلبتون بوده... کاش همچنان این کاش از این دست مطالب زیبا، هنوز هم جزو درسهای کتاب بچه هامون بودند...
با سپاس


4

بسیار آموزنده بود.


5

اون موقع چی میخوندن الان چی میخونن!!!


6

با سلام. بسیار عالی بود


7

ای کاش ما هم از خواندن حکایت یاد بگیریم به آن عمل کنیم ...


8

خیلی معذرت می خام. اما این نوع حکایت ها ارزش عبادت را کم می کند. و هیچ دلیلی ندارد که ما خدمت به خلق را حتما مقابل عبادت و راز و نیاز با خدا قرار دهیم. مطمئن باشید که این کار شیطان است.


9

با سلام و احترام
ضمن تشکر از مطالب آموزنده تان، بنده هم با کامنت شماره 4 موافقم.
امیدورام مسئولین ببینند و مد نظر قرار دهند. انشاالله


10

1


11

با سلام
ضمن تشكر نكته اي ظريف و يادآوري خوبي بود


12

ضمن تائيد ديدگاه نفرات 3و5و9 در پاسخ نفر8 اين عبارت را خاطر نشان ميكنم كه عبادت بجز خدمت خلق نيست


13

بسیار عالی.


14

عالی


15

عبرتی است ارزشمند باشد گوش شنوا و چشم بینا


16

دقیقاً


17

خیلی خوب بود ممنون


18

در پاسخ دوشت عزیز شماره 8 در ابتدا عرض کنم » خداوند حق الله و حق النفس را می بخشد اما حق الناس ( که از نیکی به پدر و مادر گرفته تا نیکی به تمام مردم ) را نمیبخشد !
ضمنا اگر کمی به تیتر حکایت توجه داشته باشیم عبادت بجز خدمت خلق نیست به این نتیجه دست میابیم که در کنار عبادت پرودگار یکتا و بی نیاز می بایست به تمام افراد دور و بر خود نیکی کنیم ؛ نه فرض آنرا در مقابل و تضاد عبادت پرودگار قرار دهیم !
هر دو در یک راستا هستند...
و من الله توفیق


19

دوست *


20

عالی


21

سپاس خداوند بزرگ را که بی نیاز است عبادت بجز خدمت خلق نیست


22

درسته


23

حالا داستان های دبستان الان رو ببین....همش یاد میدن چطوری تو سری خور باشیم


24

با سلام خدمت دوستان محترم وسپاس از حکایت جالبتان
عزیزان منظور از این حکایت این هست که آن دو شخص در پیشگاه پروردگار یکسان بودن اما بخاطر ان شخصی که مشغول عبادت پرودگار بود با تفکر اینکه نزد پرودگار جاه و مقامش بالاتر هست پروردگار چنین فرمود... خوب فکر بکنید به روی زمین آمدیم فقط برای عبادت ...عبادت جایگاه خاص خودش را دارد
پس مادرم در حال مرگست من دارم عبادت مکنم وبه آن اهمیتی
نمیدهم چون عبادت پرودگار مکنم نه انسان
پس هر چیز جای خودش را دارد


25

حگایت جالبی بود ولی رو چه حسابی میگید اول دبستان؟ مگه میشه هنوز الفبا رو یاد نداده چنین متن سنگینی به بچه ها داده باشه؟


26

فوق العاده.


27

تصویر دختر ومادر است که در حکایت پسر ومادر است


28

داستان بسیار زیبایی بود.


29

سلام.یکی اززیباترین واموزنده ترین حکایتهای بودکه خوندم


30

با سلام:
این حکایت عالی بود!
واقعا ممنون


31

با نظر شماره ی هشت به شدت مخالفم چون اصلا نگرفته اگه شما خدمت به خلق نیازمند بکنی سختس بکشی و برای جامعه مفید باشی بهتر از اینه که فقط عبادت کنیو تو این دنیا باشی مثل یک انسان که بودو نبودش فرقی نداره.


32

با سلام و احترام
کاربر شماره 3 کاملا با نظر شما موافقم.


33

با سلام و احترام
کاربر شماره 31 کاملا با نظرتون موافقم؛ متاسفانه کاربر شماره 8 اصلا متوجه موضوع نشدن! حتی پیامبر بخاطر گریه ی نوزاد نمازشون رو قطع می کردن.


34

بسیار جالب و مفید بود.....


اگر نظری که درج کردید نمایش داده نشده است بر روی برزورسانی نظرات کلیک کنید

بروزرسانی نظرات