چندین لامپ رشته ای خاموش و یک لامپ روشن
لامپ رشته ای ادیسون
توماس ادیسون دو هزار ماده مختلف را برای ساختن رشته لامپ امتحان کرد. هیچ کدام از این مواد رضایت بخش نبودند. دستیار ادیسون گله می کرد که: «همه کارمان بیهوده بود و چیزی یاد نگرفتیم.»
ادیسون با اعتماد زیادی گفت: «ما راه درازی را طی کردیم و کلی چیز یاد گرفتیم. اکنون ما می دانیم که دو هزار ماده وجود دارد که نمی توانیم در ساختن یک لامپ خوب از آنها استفاده کنیم.»


ﻃﺮﻑ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﮐﺎﺭﻭﺍﻥ ﺷﻬﺪﺍ ﺑﻮﺩ. ﻣﯿ‌ﮕﻔﺖ: «ﭘﯿﮑﺮ ﺷﻬﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺸﯿﻊ ﻣﯽﺑﺮﺩﻥ. ﺩﯾﺪﻡ ﺟﻠﻮ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺗﺮﯾﻠﯽ‌ﻫﺎ ﺷﻠﻮﻍ ﺷﺪﻩ، ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺟﻠﻮ ﺩﯾﺪﻡ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ چارده پانزده ﺳﺎﻟﻪ ﺟﻠﻮ ﺗﺮﯾﻠﯽ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺸﯿﺪﻩ. ﮔﻔﺘﻢ ﭼﯽ ﺷﺪﻩ؟» ﮔﻔ... ادامه حکایت

حکایت های بیشتر:

نظر شما در مورد این حکایت چیست؟

پرسش تصادفی: ضرب 2 در 3؟

نطرات کاربران:



1

به نظر من نمیشه اذ همه مردها گله کرد بعضیا اونقدر درگیر کاروگرفتاریهای زندگی هستند که دیگه وقت وحوصله ای براشون نمیمونه


2

با دید مثبت به امور زندگی نگریستن و ناامید نبودن بدلیل شکست در کسب اهداف فردی همونطور که ادیسون الگوی خوبی در پشتکار و تلاش هستند


3

به نظر من موید ایمان به کار وتوفیق اینده است بهتراست مثبت اندیش باشیم


4

به نظر من ربطی به مثبت اندیشی نداره. تنها حقیقتی که وجود داره اینه که بالاخره هیچ اتفاقی توی دنیا بی دلیل و بی نتیجه نخواهد بود حتی اگر نتیجه چیزی نباشد که به دنبال آن بوده ایم. بالاخره مهم این است که به نتیجه رسیده ایم


5

من هم یکی از این زنهایی هستم که تمام روز تا دیر وقت شب تلاش می کنم و خواست هایم مورد توجه قرار نمی گیرد و شوهرش همه اش در لاین است و مرا نمی بیند وقتی مردم تازه اول خوشی من خواهد بود.


اگر نظری که درج کردید نمایش داده نشده است بر روی برزورسانی نظرات کلیک کنید

بروزرسانی نظرات