آیکون شیطان در حال لبخند زدن
لعنت بر شیطان
به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان!»
شیطان لبخند زد.
پرسیدم: «چرا می‌خندی؟»
پاسخ داد: «از حماقت تو خنده‌ام می‌گیرد.»
پرسیدم: «مگر چه کرده‌ام؟»
گفت: «مرا لعنت می‌کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده‌ام.»
با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می‌خورم؟!»
جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده‌ای. نفس تو هنوز وحشی است. او تو را زمین می‌زند.»
پرسیدم: «پس تو چه کاره‌ای؟!»
پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز.»


حضرت عبدالعظیم حسنی كه در شهر ری مدفون است و هم اكنون زیارتگاه بزرگی برای مردم ایران محسوب می‌شود بعد از چهار پشت به امام دوم شیعیان، حضرت امام حسن مجتبی (ع)، متصل می‌شود. مزار حضرت عبد... ادامه حکایت

حکایت های بیشتر:

نظر شما در مورد این حکایت چیست؟

پرسش تصادفی: کدام کوچکتر است 5 یا 3؟

نطرات کاربران:



1

آری نفس ما هنوز وحشی است. او ما را زمین می‌زند.


2

راست گفته شیطان .... نفس سرکش رام نشده آدمی نیازی به شیطان نداره . آدمی را میگم هاااا نه خواجه عبدالله ... نه شیخ بهایی ... ایداد بیداد از دست نفس اماره .


3

عالی بود متشکرم


4

توکل بر خدایت کن
کفایت می کند حتما


5

بسیار عالی


اگر نظری که درج کردید نمایش داده نشده است بر روی برزورسانی نظرات کلیک کنید

بروزرسانی نظرات