ملا و الاغش نقاشی
وظیفه و تکلیف
روزی ملانصرالدین بدون دعوت رفت به مجلس جشنی. یکی گفت: «جناب ملا! شما که دعوت نداشتی چرا آمدی؟»
ملانصرالدین جواب داد: «اگر صاحب خانه تکلیف خودش را نمی‌داند، من وظیفه‌ی خودم را می‌دانم و هیچ وقت از آن غافل نمی‌شوم.»


روزی دو بازرگان به حساب معامله هایشان می رسیدند. در پایان، یکی از آن دو به دیگری گفت: «طبق حسابی که کردیم من یک دینار به تو بدهکار هستم.» بازرگان دیگر گفت: «اشتباه می کنی! تو یک و نیم دینار به من بدهکا... ادامه حکایت

حکایت های بیشتر:

نظر شما در مورد این حکایت چیست؟

پرسش تصادفی: ضرب 2 در 3؟

نطرات کاربران:



1

خیلی قشنگ بود به منم سر بزن amirwebstory


2

خیلی قشنگ بود به منم سر بزن amirwebstory


3

عاااالی بود


4

بسیار جالب بود


5

خیلی قشنگ بود



اگر نظری که درج کردید نمایش داده نشده است بر روی برزورسانی نظرات کلیک کنید

بروزرسانی نظرات